اهمیت مرگ

اهمیت مرگ

از دیدگاه روانشناسی اگزیستانسیال، مرگ مهم ترین و واضح ترین اضطرابی است که انسان تجربه می کند. این اضطراب آنقدر عمیق است که تمامی ساختار شخصیت ما و دفاع هایش تحت تاثیر آن بنا می شود.
همچنین تصویری از زندگی انسان خلق می شود چنان که شاید بتوان گفت، تمامی زیست بشر خلاصه می شود در به کارگیری شیوه هایی برای فرار از این واقعیت که روزی خواهیم مرد.

برگذشتن از مرگ، درونمایه اصلی تجربه انسانی از عمیق ترین پدیده های فردی درونی همچون دفاع، انگیزه، رویا و کابوس هایمان گرفته تا آشکارترین ساختارهای کلان اجتماعی، بناهای تاریخی، علم الهیات، ایدئولوژی ،
گورستان ، مومیایی کردن ، راه یافتنمان به فضا و درواقع درونمایه همه شیوه های زندگیمان از جمله شیوه های وقت گذرانی، عادت به سرگرمی ها، اعتقاد راسخ به اسطوره ترقی، انگیزه برای پیشرفت و آرزویمان برای شهرت
ماندگار است.
همانطور که مشاهده می کنید به طور متناقضی، بخش قابل توجهی از انرژی زندگی، صرف انکار مرگ می شود.

چیستی اضطراب مرگ
رولو می، روانشناسی درباره این شکل از اضطراب به طعنه گفته است که اضطراب از هیچ چیز، سعی می کند به ترس از چیزی تبدیل شود. این شکل از اضطراب متمایل به این است که خود را به ترس از چیزی بدل کند. به این دلیل که فقط در صورتی که ترس موضوع مشخصی داشته باشد می توانیم پیکاری برای دفاع از جان خود تدارک ببینیم. از چیزی که می ترسیم دوری کنیم و متحدانی در برابرش بیابیم و آیین های جادویی برای فرونشاندن و آرام کردنش به جا بیاوریم. یا نبردی سازمان یافته ترتیب دهیم تا از ترس زهرزدایی کنیم.

آگاهی ما، ظرفیت محدودی برای تجربه اضطراب مرگ به صورت مستقیم و عریان دارد. در نتیجه، انواع و اقسام ترس ها و مکانیزم های دفاعی را برای محافظت از خود ایجاد می کنیم.

در حالی که مرگ در زیرپوستی ترین لایه های ناهشیار به تاثیرگذاری بر همه جوانب زیستی ما ادامه می دهد. وظیفه روان درمانگر اگزیستانسیال این است که این لایه ها و ظواهر (دفاع ها و ترس های مختلف) را کنار
بزند و به اصل ماجرا برسد.

فروید و اضطراب مرگ:
استدلال او این بود که چون هیچ تجربه و تصوری از نیستی و مرگ نداریم بنابراین بی معناست که ماهیت اصیلی برای اضطراب مرگ در سیستم نظری خود قائل شویم.
اروین یالوم، در کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال به شیوه ای بسیار قانع کننده دیدگاه فروید را نقد کرده است. او تاکید کرده که هرچند ما مرگ را به خودی خود تجربه نکرده ایم اما نمادهایی که به وضوح همسنگ با مرگ هستند، مانند پرنده ای که در کودکی با سنگ به او صدمه زدیم و سپس فرود مرگبارش را تماشا کردیم، عزیزی که از دست دادیم.

جنگ ها و جنایات، بیماری و پیری و غیره در جای جای زندگی ما حضور دارند. ما با مرگ محاصره شده ایم و همین ها هستند که در ذهن ما نقش می بندند و خطری اجتناب ناپذیر را به ما گوشزد می کنند: همه می میرند، حتی شما دوست عزیز!

مهشید شاهسوارانی / خودت رو آنطور که دوست داری بیافرین.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو در سایت
Loading...
موجود است، هم اکنون می توانید سفارش دهید!
ناموجود!